محمد تقي جعفري
253
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
شخصى مانند عبادات ( نماز و روزه ) و غيره . سقوطى كه اين نوع گناهان بدنبال خود دارند ، معلول انحرافى است كه شخص گنهكار در نتيجهء مخالفت با دستورات الهى مبتلا شده است . در حقيقت ظلم به خويشتن كرده سدّ راه تكامل خويشتن گشته است . مثلا مىگسارى او موجب فرسوده شدن سلولهاى مغزيش گشته ، خود را از درك عالى و فهم مفيد و حافظهء ذخيره كنندهء اطلاعات و هشيارىهايى محروم مىسازد كه حيات انسانى بدون آنها ، نه تنها با جمادات تفاوتى نمىكند ، بلكه تبديل به يك پديدهء مضر مىگردد كه همهء موجوديت آدمى را ببازى مىگيرد . اين گونه گناهان شخصى رابطهء انسان را با واقعيات دگرگون نموده ، مسير حيات شخصى را سنگلاخ و بى مقصد مىنمايند . نوع دوم - گناهانى است كه باضافهء انحراف شخصى و نفى مقصد از مسير حيات ، تعدى و ظلم به ديگران نيز مىباشد . مانند تعدى به حقوق انسانها ، بازى با حيات انسانها ، هدف ديدن خويشتن و وسيلهء قرار دادن ديگران : بدون ترديد سقوطى كه در نتيجهء اين گناهان بوجود مىآيد سختتر و وقيحتر از سقوطى است كه بدنبال گناهان شخصى بوجود مىآيد . لذا در منابع اسلامى اكيدا به اين مسئله تذكر داده شده است كه ظلم به ديگران و تعدى بر حقوق آنان ، قابل اغماض و عفو نيست ، مگر اين كه آن تعدى جبران گردد . سطحى نگرانى كه موضوع گناه را جدى نمىگيرند . نه تنها از پيشرفت تكاملى انسانها جلوگيرى مىنمايند ، بلكه بنياد قوانين حيات اجتماعى را هم مىسوزانند ، زيرا وقتى كه پديده اى بعنوان گناه را منكر شويم ، ارزشى براى قوانين حيات اجتماعى هم نمىماند كه انسانها براى تطبيق رفتار خود بر آنها خود به خود تحريك شوند . لذا راه ديگرى براى ضرورت احترام به آن قوانين و عمل به آنها جز جلب پاداش و دفع كيفر يا زندگى زنبور عسلى نمىماند . با اين وضع است كه اصل تنازع در بقا قدرت مىگيرد و با دادن اين شعار كه « قوانين تارهاى عنكبوتند كه تنها ناتوانان مانند مگس در آن گرفتار ميشوند » دست به فعاليت مىزند و به ريش هر چه